|
داستان
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386
درود به تمام میهن پرستان عزیز.
چیز زیادی برای گفتن ندارم. فقط چون می دونم کسی نوشته های من را نمی خواند برای همین یکی ازداستان هایم را که خودم خیلی دوست دارم در ادامه ی مطلب برایتان می ذارم. امیدوارم خوشتان بیاید...
ادامه نوشته
دریای کاسپین
دوشنبه چهاردهم آبان 1386
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
دریای خَزَر یا دریای مازندران از شمال به روسیه، از جنوب به ایران ، از غرب به جمهوری آذربایجان و ازشرق به جمهوریهای ترکمنستان و قزاقستان محدود میشود. هماینک دریای مازندران برای کانیهای پربار نفتش نگاه جهان را به خود کشاندهاست. از دیگر منابع این دریا خاویار را میتوان نام برد. این دریاچه را به علت گسترده بودنش دریا میخوانند زیرا بزرگ ترین دریاچه جهان است. به دلایل مختلف تا به اکنون نامهای متفاوتی در زبانهای مختلف بهروی این دریا گذارده شدهاست.
وجود شهری به نام دروازه کاسپین (یا دربند) در باب ورودی مملکت باستانی تبرستان (که هم اکنون در استان تهران قرار دارد) گواهی دیگر بر این ادعاست. نامهای کاشان و قزوین نیز موید این موضوع اند. [۵] کاسپین نام جهانی و حقیقی این دریا است.
این گربه ی ملوس را نگه دار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پنجشنبه سوم آبان 1386
خاک وطن رفت. چه خاکی بسر کنیم؟
میانه بهت و ناباوریمان ترکمن چای تکرار شد. بی جنگ اما به بهای پامال کردن خون نیکانمان رژیم پاره ای از ایران زمین رابه بیگانگان بخشید. شرافتمان را به بازی گرفتند.هستی مان را به یغما بردند.پنجه خون آلود روسیه را بر پیکره مان نشاندند. سیاست مدبرانه میرزا آقاسی تجلی فقاهتی یافته است و *برای ذره ای آب شورخلیج فارس و دریای مازندران،نباید کام شیرین روسیه ء دوست را تلخ کرد. حق پنجاه در صدی آبهای تحت البحری ایران را تنها با سیزده درصد تعویض کرداند!!! ساکت ننشینم این معصیت سیاسیت. ایرانیان مام وطن را به رذالت بخشیده اند.چرا بی صدا غسل بر نعش وطن کنیم؟ به امضاء کنندگان اعتراضیه بپیوندید. پاینده ایران *تکثیر این اعلامیه و ظیفه ملی است. در انتشار آن و آگاهی رسانی عمومی کوشا باشید. برای امضا ئ بیانیه واعتراض و ارسال آن به سازمان ملل متحد و رسانه ها به سایت منافع ملی ایران مراجعه کنید: http://miiran.wordpress.com/
اون فیل بزرگ را که پدرمان، کوروش، برایمان به جا گذاشت را نتوانستیم نگه داریم. اون فیل را بردن جاش برامون یه گربه گذاشتن. تورو خدا دست کم از این گربه ی ملوس و رنگارنگ نگه داری کنیم. نذاریم کشوری مثل روسیه ،مفت این گربرو تکه تکه کند. اگر حالا چیزی نگیم گربه که هیچی، موش هم برای ما نمی ماند.
سر باستانی
پنجشنبه سوم آبان 1386
سر یک سرباز هخامنشی که در انگلستان بود به حراج گذاشته شده است. هنگامی که این تازه(خبر) به گوش میراث فرهنگی ایران می رسد تلاش برای برگرداندن این سر سنگی به زادگاهش می کنند. از را ه قانونی وارد می شوند که هیچ سودی نمی برند. وارد مذاکره می شوند و عددی را برای بازپس گرفتن سر سرباز هخامنشی پیشنهاد می کنند ولی دارنده ی این سر قبول نمی کند و عد بالا تری می گوید و ایرانی ها نیز قبول نکرده و گفته اند: این سر سرباز هخامنشی در ایران بوده است وهیچ کس حق خرید و فروش آن را ندارد و این سر باید به کشور باز گردد. %%%%%%%%%%%%%%%%%% در اوایل ورود آریایی ها به فلات ایران(آنها از شمال روسیه ی امروزی به اینجا آمدند.) نام این سرزمین را آیران گذاشتند. که بعد از گذشت سال ها به ایران تغییر داده شد. آریایی ها که دامدار و دامپرور بودند،اسب پرورش می دادند. ازاین رو به آن ها آریایی یا نجیب می گویند. |
|
||||||||||||||