|
مرگ کوروش
یکشنبه یازدهم شهریور 1386
کوروش بزرگ : فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايي به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ايران را تشکيل دهد. کوروش در مدت زندگی خود آرام نگرفته و با نیک نامی اقدامات خود ار به نتیجه رساند.وقتیکه به سن کهولت بود برای بار هفتم از بابل به پارس رفت. در این هنگام مادر وپدر وی درگذشته بودند. کوروش وقتی در قصر خود خوابیده بود شخصی به شکل اشخاص مافوق بشر بروی ظاهر شده وگفت: خودت را آماده کن.اوه کوروش! چون پیش خدایان خواهی رفت. پس از اینکه از خواب بیدار شد فهمید که پایان زندگی رسیده است. دستورداد تعدادی حیوان قربانی کنند و بدین نحو با خدایان به راز ونیاز پرداخت: خدایان میهن ما! این تقدیمی ها در تکمیل کارهای من که در انجام آن هابه من یاری کردید وبرای شکر گزاری و قدرشناسی از رهبری و تلقینات گوناگونی که بدانوسیله راه ورسم رابه من ارزانی داشته اید می باشد. ودر این هنگام هم که با ادراکات پایان زندگی را به من الهام نموده وآنچه که مشیت شما بوده انجام داده اید جزو خصایل بخشندگی شما بوده است. .. اینک حالا هم من از شما تمنا دارم در حق فرزندان من وزن ودوستان من و کشورمن بذل عنایت و خوشبختی فرمایند وبرای من هم پایان زندگی اعطا فرمایند که متناسب با ایام حیات من می باشد. پس از این رازو نیاز با خدایان به اطاق خود برگشته وچون احساس خستگی می کرد استراحت نمود.به مدت دوروز شاه ایران غذا نخورد وفقط آب نوشید. روز سوم فرزندان خود را خواست و دستورداد برگزیدگان دولت و شخصیت های کشور و دوستان خود را نیز دعوت نمایند. درمورد کارهایش با آن ها صحبت کرد وپسر بزرگ خود کمبوجیه را جانشین خود کرد و اورا برای کشورداری پندهایی داد. سپس دستورداد بعد از مرگش جسم بی جانش را سریع دفن کنند تاکسی اورا در آن حال نبیند. و برای ملت و فرزندان و دوستانش آرزوی سعادت وسلامت کرد. پس از پایان سخنانش همه ی افراد دستهای اورا گرفته و آخرین نگاه خودرا به چهره ی وی دوختند. سپس کوروش با پرده چهره ی خود را پوشاند وجان داد و یک ایران بزرگ و آباد ویک ملت سربلند ومرفه از خود باقی گذاشت. جسم او درزیر خاک ایران مدفون است. ولی به یاد داشته باشید تازمانی که حتی فقط یک نفر در ایران به یاد اوباشد و اورا باور داشته باشد همیشه زنده است. پس تو آن یک نفر باش. ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ در کتاب اشپیگل از ماخذ نوشته های هرودت نام پسر دوم کوروش سمردس نوشته شده ولی در کتاب ویلهلم تانا اوکسار یادشده است. داریوش بزرگ هم در کتیبه ی بیستون بردیا نویسانده است. وی دو دختر داشته. یکی به نام آتوس سا ( آتوشه) ودیگری به نام آرتیاس تون. علاوه براین کوروش دو پسر خوانده نیز داشته است. یکی به نام اسپی داتس و دیگری به نام مگابرنس. مرحوم مرحوم مشیر الدوله نام زن کوروش را کاساندان نوشته است و اورا از خاندان پارسی نامیده است. ولی درکتاب ویلهلم می خوانیم کوروش با دختر پادشاه ماد عروسی نموده واورا به بابل برده است و در جایی از عروسی مجدد کوروش یاد نشده است.. موضوع دیگر پایان عمر کوروش می باشد. مطابق شرح هرودوت ودیگران کوروش در جنگ با ما ساکتها وسرمتی ها در ماورا سیحون کشته شده است. ولی گزونفن مرگ اورا در پارس می داند. |
|