تبليغاتX
 مخالفم و امضاء می کنم ایران همیشه جاوید
منشور حقوق بشر کوروش شنبه دهم شهریور 1386

 

( از اینجا تا علامت ستاره دار، نه از زبان کوروش، بلکه به روایت بیننده ای ناشناخته که می توان نظر اهالی وبزرگان بابل باشد، بازگو میشود.)

 

 

کوروش(درمتن بابلی: کو- ر- آش) شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد،

... همه ی جهان

... مرد ناشایستی به فرمانروایی کشورش رسیده بود.

او آیین های کهن راازمیان برد وچیزهای ساختگی به جای آن گذاشت.

معبدی بدلی ازنیایشگاه اسگیله برای شهر اور ودیگر شهرها ساخت.

اوکارناشایست قربانی کردن را رواج دادکه پیش ازآن نبود... هرروز کارهای نا پسند می کرد، خشونت وبد کرداری.

اوکارهای... روزمره را دشوار ساخت. او با مقررات نا مناسب در زندگی مردم دخالت می کرد. اندوه و غم را در شهرها پراکند. او از پرستش مردوک خدای بزرگ روی برگرداند.

اومردم را به سختی معاش دچار کرد. هرروز به شیوه ای ساکنان شهر را آزار می داد. او با کارهای خشن خود مرم را نابود کرد... همه ی مردم را.

از ناله ودادخواهی مردم، (انلیل/ ایلیل) خدای بزرگ(= مردوک ) ناراحت شد... دیگر ایزدان آن سرزمین را ترک کرده بودند.( منظور آبادانی فراوانی وآرامش.)

مردم از خدای بزرگ می خواستند تا به وضع همه ی باشندگان روی زمین که زندگی وکاشانشان رو به ویرانی می رفت، توجه کند. مردوک خدای بزرگ اراده کرد تا ایزدیان به بابل باز گردند.

ساکنان سرزمین سومر واکد مانند مردگان شده بودند. مردوک به سوی آنان متوجه شد وبرآنان رحمت آورد.

مردوک به دنبال فرمان روایی دادگر در سراسر همه کشورها به جست وجو پرداخت. به جست وجوی شاهی خوب که اورایاری دهد.آنگاه اونام کوروش پادشاه انشان را برخواند. ازاوبه نام پادشاه جهان یاد کرد.

اوتمام سرزمین گوتی رابه فرمانبرداری کوروش درآورد. همچنین همه ی مردمان مادرا. کوروش با هر سیاه سر( همه ی انسان ها) دادگرانه رفتارکرد.

کوروش باراستی وعدالت کشوررا اداره می کرد. مردوک، خدای بزرگ، با شادی لز کردارنیک واندیشه ی نیک این پشتیبان مردم خرسند بود.

او کوروش رابرانگیخت تاراه بابل را درپیش گیرد؛ درحالی که خودش همچون یاوری راستین دوشادوش اوگام برمی داشت.( ممکن است منظور دیده شدن سیاره ی مشتری درآسمان بوده باشد.درباورهای ایرانی، سیاره ی مشتری نماد اهورامزدا/ مردوک بوده است.برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید به: بارتل ل.واندروردن، پیدایش دانش نجوم، ترجمه ی همایون صنعتی زاده، تهران، 1372.)

لشکر پرشمار او که همچون آب رودخانه شمارش ناپذیربود، آراسته به انواع جنگ افزارها در کناراو ره می سپردند.

مردوک مقدر کردتا کوروش بدون جنگ وخونریزی به شهر بابل وارد شود. اوبابل رااز هر بلایی ایمن داشت. او نبونید شاه را به دست کوروش سپرد.

مردم بابل، سراسر سرزمین سومر واکد و همه ی فرمانروایان محلی فرمان کوروش را پذیرفتند.. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهره ی درخشان او را بوسیدند.

مردم سروری را شاد باش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ وغم رهایی یافتندو به زندگی بازگشتند. همه ی ایزدان را ستودندو نامش را گرامی داشتند.

 

*

  منم کوروش ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه نيرومند ، شاه بابل ، شاه سرزمين سومر و اکد ، شاه چهار گوشه ي جهان.

  پسر شاه بزرگ کمبوجيه ، شاه شهر انشان ، نوه ي شاه بزرگ کوروش ، شاه شهر انشان ، نبيره ي شاه بزرگ چيش پيش ، شاه انشان.

  از دودماني که هميشه از شاهي برخوردار بوده است که فرمانروائيش را « بعل » و « نبو » گرامي مي دارند و پادشاهيش را براي خرسندي قلبي شان خواستارند. آنگاه که من با صلح به بابل درآمدم

  با خرسندي و شادماني به کاخ فرمانروايان و تخت پادشاهي قدم گذاشتم. آنگاه مردوک سرور بزرگ ، قلب بزرگوار مردم بابل را به من منعطف داشت و من هر روز به ستايش او کوشيدم.

  سپاهيان بي شمار من با صلح به بابل درآمدند. من نگذاشتم در سراسر سرزمين سومر و اکد تهديد کننده ي ديگري پيدا شود.

  من در بابل و همه ي شهرهايش براي سعادت ساکنان بابل که خانه هايشان مطابق خواست خدايان نبود کوشيدم [ ...... ] مانند يک يوغ که بر آنها روا نبود.

  من ويرانه هايشان را ترميم کردم و دشواري هاي آنان را آسان کردم. مردوک خداي بزرگ از کردار پارسايانه ي من خوشنود گشت.

  بر من ، کوروش شاه که او را ستايش کردم و بر کمبوجيه پسر تني من و همچنين بر همه ي سپاهيان من

او عنايت و برکتش را ارزاني داشت ، ما با شادماني ستايش کرديم ، مقام والاي ( الهي ) او را . همه ي پادشاهان بر تخت نشسته

  از سراسر گوشه و کنار جهان ، از درياي زيرين تا درياي زبرين شهرهاي مسکون و همه ي پادشاهان « امورو » که در چادرها زندگي مي کنند.

  باج هاي گران براي من آوردند و به پاهايم در بابل بوسه زدند. از [ ...... ] نينوا ، آشور و نيز شوش

  اکد ، اشنونه ، زميان ، مه تورنو ، در ، تا سرزمين گوتيوم شهرهاي آن سوي دجله که پرستشگاه هايشان از زمان هاي قديم ساخته شده بود.

  خداياني که در آنها زندگي مي کردند ، من آنها را به جايگاه هايشان بازگردانيدم و پرستشگاه هاي بزرگ براي ابديت ساختم. من همه ي مردمان را گرد آوردم و آنها را به موطنشان باز گردانيدم.

  همچنين خدايان سومر و اکد که نبونيد آنها را به رغم خشم خداي خدايان ( مردوک ) به بابل آورده بود ، فرمان دادم که براي خشنودي مردوک خداي بزرگ

  در جايشان در منزلگاهي که شادي در آن هست بر پاي دارند. بشود که همه ي خداياني که من به شهرهايشان بازگردانده ام

  روزانه در پيشگاه « بعل » و « نبو » درازاي زندگي مرا خواستار باشند ، بشود که سخنان برکت آميز برايم بيايند ، بشود که آنان به مردوک سرور من بگويند : کوروش شاه ستايشگر توست و کمبوجيه پسرش

  بشود که روزهاي [ ...... ] من همه ي آنها را در جاي با آرامش سکونت دادم.

  [ ...... ] براي قرباني ، اردکان و فربه کبوتران.

  [ ...... ] محل سکونتشان را مستحکم گردانيدم.

  [ ...... ] و محل کارش را.

  [ ...... ] بابل.

  [ ...... ]        [ ...... ]        [ ...... ]        [ ...... ]        [ ...... ] تا ابديت

 

 

 

نوشته شده از آرتیاس تون | موضوع: | لینک ثابت |